به نام خدا
سلام به دوستان عزیزم امیدوارم حالون خوب باشه
از همه دوستانم به خصوص ساناز جون که این مدت به من لطف داشتن ممنونم

ببخشید اگر دیر به دیر آپ میکنم راستش رو بخواین حالم بد بود.
.... بد جوری سرما خوردم
این روزا که مدرسه ها باز شده این معلم ها از ما دانش آموزان هی کار میکشن...
روز روان و دانش آموز بود و معلم زیست ما از بچه ها درخواست کرد که هر کس توانایی تایپ، نقاشی ، تحقیق و.... را دارد خود را معرفی کند من که اصلا گوش نمیدادم یه دفعه یکی از همکلاسی هایم از جایش بلند شد و گفت انسیه.....انسیه نقاشیش خوبه و اینترنت زیاد میره (ای به خشک شانس)
معلم هم گفت خب انسیه نقاشی از تو اگر هم تونستی مطلب بیار منتظر بودم تا زنگ بخوره حاله دوستم رو بگیرم که تو کار من فضولی کرد....... زنگ خورد
زنگ تفریحی حالی ازش گرفتم که تا آخر زنگ مانتو شلوارش خشک نشد( یه کیسه آب ریختم روش)
ظهر که اومدم خونه شروع کردم به نقاشی کشیدن دقیقا ساعت ۴:۳۰ دقیقه تموم شد
آن قدر خسته شده بودم که تا نقاشی تمام شد همون جا سرم رو گذاشتم رو میز و خوابیدم
حالا که نقاشیم رو بردم مدرسه همه میگن خیلی فشنگه حیف که نتونستم ازش عکس بگیرم وگرنه میذاشتم شما هم ببینید اگر ناظم مدرسه اجازه بده ما یه روز گوشی با خودمون ببریم و ازش عکس بگیریم خیلی خوب میشه ولی نمیذاره خودم میشناسمش ....
حالا گروه تحقیقاتی دوم تجربی کارش به پایان رسید خیلی خوبه اولش راضی نبودم ولی الان راضی راضیم

راستی پروین جون عکس های تو هم خیلی قشتگ بود
من و پروین همکلاسی هستیم و میخوایم دکتر شیم(اگه خدا بخواد)
پند امروز= بدترین گرفتاری ، بی عقلی است سخنی از اما باقر(ع)
تا آپ بعد دوستتون دارم 

بابای